صحیح ترین نوع رفتار با کودک

کودکان شیرخوار هر کودک شیرخواری حسب تفاوتهای فردی در برخورد با مادر برای ارضای

نیازهای فیزیولوژیکی ، رفتار خاصی دارد. در این خصوص مادران باید بگذارند تاکودک خود
برنامه غذایش را تنظیم کند و تقاضای طبیعی‌اش معین کند که چه موقعی باید بخورد و بخوابد.
اما در حقیقت این مساله تمام هدف نیست، بلکه نیمی از آنست. روش بزرگ کردن کودک،
بنا به عکس العمل او در برابر احتیاجات طبیعی و فطری کودک و بر حسب نظم و ترتیب آن ،
توسط مادر تنظیم می‌گردد. در این صورت هر نوع نیاز کودک برآورده می‌شود. بعضی از کودکان ،
تابع نظم مادرند و بعضی در این قالب نمی‌گنجند. آنچه ما در جستجوی آن هستیم،
ترکیبی از این دو حالت است. یعنی تنظیم شخصی و خود به خود کودک که شامل نیروهای
داخلی و خارجی هر دو است. گاهی تقاضای کودک، مافوق توانایی مادر است،
در این صورت مادر باید خود را در برابر تقاضاهای زیاد طفل ، محافظت کند. البته هدف اصلی
سازش و تطابقی است که بین طرفین برقرار می‌شود، ولی اگر کودک نسبت به تعدیل تقاضاهای خود ،
استعداد و توانایی نشان ندهد، این وظیفه مادر است که اقدام نماید و در مقابل تقاضاهای کودک ،
خودداری نشان دهد. چنین حالتی فقط تملق به زمان شیرخوارگی ندارد،
بلکه متعلق به تمام سالهای برخورد است.
کودکان ۱۸ ماهه کودک هیجده ماهه در حالیکه ظاهرا «بزرگ شده است و کاملا» جست و
خیز دارد ولی از نظر روابطش با مادر خیلی شبیه بچه ی شیر خوار است او دوست دارد
بیشتر بگیرد تا بدهد. او از چیزهایی که می‌داند و می‌تواند، استفاده کافی می‌کند و
نیازها و احتیاجهای خود را به سایرین می‌فهماند. او بوسیله اشاره و تلفظ کلماتی
مانند «آه ـ آه» به سرعت منظور خود را می‌فهماند. جواب «نه» را از دیگران به راحتی قبول نمی‌کند.
می‌داند که کلمه «نه» راحتترین و متداولترین کلمه‌ای است که بکار می‌رود. کودک هیجده ساله وقتی
راه می‌رود، با حرکت پاها فکر می‌کند و دوست دارد هر چه به دستش می‌رسد، بگیرد.
احساس او نسبت به زمان بسیار کم است. او هر چه را که می‌خواهد، همین الان می‌خواهد.
مدتی نخواهد گذشت که کودک هیجده ماهه بر اثر رشد، این مراحل را پشت سر می‌گذارد و
در سن دو سالگی مادر می‌بیند که او اخلاق خوشی دارد و آدم مطیعی است.
کودک بیست و یک ماهه کودک در این سن دوست دارد. هر چه که مورد علاقه‌اش است،
همراهش باشد. از تغییر وضعیت ناراحت است و چون گنجینه‌ای لغات او کامل نیست،
نمی‌تواند منظورش را بفهماند بنابراین به گریه و ناسازگاری کردن، متوسل می‌شود.
مادر خوب و والدین آگاه ، سعی دارند منظور کودک را به سرعت درک و عملی کنند
چون در غیر این صورت با لجبازی و ناسازگاری کودک روبه رو خواهند شد. امنیت کودک وقتی
عادی است که همه چیز مثل سابق باشد. از تغییر جا یا تغییر لباس و غذا متنفر است.
خوشا به حال کودک بیست و یک ماهه ای که والدینش ، واقعی بودن نیازهای او را تشخیص دهند.
کودک دو ساله برای یک کودک دو ساله ، برعکس کودک هیجده ماهه ، اطاعت ، کاری دلپذیر و
آسان است. گذشت شش ماه به کودک این را می‌دهد که در مقابل والدینش فرمانبردار خوبی باشد.
کودک در دو سالگی بیشتر اوقات ، شنونده و اجرا کننده بسیار خوبی است. این حالتها جزء
ذات کودک است، و اگر والدین بدانند که در چه مدت این تغییرات صورت می‌گیرد تقاضاها و
انتظارهای خود را از کودک ، با امکانات و قدرت او تطبیق می‌دهند و در نتیجه ، در امر تربیت او
توفیقهای بیشتری عایدشان می‌شود.
کودک دو سال و نیمه کودک در این سن ، منفی باف ، لجوج و سرسخت است.
اگر مادر بخواهد با عجله لباس او را تنش کند، کودک فریاد می‌زند: «خودم می‌خواهم بپوشم»
و اگر پدر به او بگوید: «لباست را بپوش» خواهد شنید که می‌گوید:
«می‌خواهم مامان لباس تنم کند.» کودک دو و نیم ساله متلون است.
اگر مادر به طرف او رود. بابا را می‌طلبد و به عکس اگر بابا به طرفش برود، مامانش را می‌خواهد.
او در دنیایی از تضاد سیر می‌کند. و این کلمات بر زبان او جاری است: «می‌کنم .. نمی‌کنم ..
می‌خواهم .. نمی‌خواهم .. می‌توانم .. نمی‌توانم .. بله .. نه» انتخابهای او چند تایی است و
در هر دقیقه ، نوعی را می‌پسندد، اگر انواع باشد همه را طالب است اگر جلوی او را نگیرند،

ممکن است مدتها از یک سمت به سمت دیگر حرکت کند. اگر مادر به او بگوید:
«مربا می‌خواهی» می‌گوید «نمی‌خواهم» اما به محض اینکه مربا کنار گذاشته شود، او مربا می‌خواهد.
مشکل مادر برای تربیت او ، این است که باید حتی الامکان او را در مسیر یک طرفه قرار دهد.
کارهای روزانه را خودتان انتخاب کنید و فرصت انتخاب به او ندهید. وقتی می‌خواهید او را با
خود به بیرون ببرید، در حالیکه از تفریح در بیرون برایش سخنرانی می‌کنید لباس تنش کنید.
اگر از او برای بیرون رفتن ، اجازه بخواهید، کلاهتان پس معرکه است. به هر قیمت که می‌دانید
از پرسشهایی که او باید چواب «نه» را ادا کند، پرهیز نمایید. به او زیاد فرصت انتخاب ندهید.
اگر این فرصت را داشته باشد، مطمئن باشید که از فرصت خود راضی نیست. در تمام دستورها،
خواهش و تقاضاهایش تکبر و غرور زیاده از حدی دیده می‌شود. لذا مادر باید به جای نشستن و
غصه خوردن ، راه و روش تسلط بر فرزند را بیاموزد و این مطلب را همواره در نظر داشته باشد،
سعی کند کودک حرفهای او را بدون چون و چرا بشنود و به عکس در مقابل کارهای بی‌اهمیت
تسلیم شود. مثلا «بگوید: البته … بله قربان … حتما» مادران باید به خاطر داشته باشند
که کودک ۵/۲ ساله ممکن است. رفتارش با شما بسیار خوب یا بد باشد، اما او شما را
بسیار دوست دارد و تمناهای زیادی از شما دارد. جالبترین استعدادهای خود را می خواهد
به شما نشان دهد، و دوست ندارد آنها را حتی پدرش ببیند. اگر گاهی وقتها که شما را
خیلی ناراحت و خسته کرده، فرصتی بدست آورده و قدری استراحت کنید تا با صبر و
حوصله بیشتری به سوی او بازگردید.

استراتژی برای ایجاد انگیزه در کودکان برای یادگیری بیشتر

همه ما از همان ابتدا دانش آموزان خوب متولد نشده‌ایم درست است که شخصیت فرد

در آمادگی کودک برای یادگیری نقش مهمی دارد اما اکثر کودکان که یاد گیرندگان خوبی هستند

باید به دانش آموزان خوب نیز تبدیل شوند .

مهم‌تر اینکه هر کودکی که در آن انگیزه ایجاد شود می‌تواند به بک یادگیرنده خوب تبدیل شود .

یکی از بزرگترین اشتباهات معلمان و والدین محدود کردن یادگیری کودکان در کلاس است

در حالی که کلاس درس محل اصلی آموزش کودک می‌باشد

اگر می‌خواهید تمایل و توانایی کودک برای یادگیری افزایش یابد، باید  رشد فکری اجتماعی و

تحصیلی در خارج از دیوارهای کلاس گسترش یابد.

نکات زیر استراتژی‌هایی هستند که به شما کمک می‌کنند تا لذت یادگیری را در کودک خود ارتقاء دهید .

 فضای مطالعه را برای او آماده کنید

برخی معتقدند که خواندن کلید موفقیت در زندگی است. کودکانی که عشق به مطالعه را

در خود افزایش می‌دهند عشق به یادگیری نیز در انها افزایش پیدا می‌کند.

خواندن نه تنها به کودکان کمک می‌کند که واژگان غنی‌تری داشته باشند بلکه به مغزشان

کمک می‌کند تا یاد بگیرند چگونه مفاهیم اصلی را پردازش کنند. کودکانی که توانایی

خواندن خوب را دارند در همه موضوعات از جمله ریاضی علوم و… توانایی بیشتری برای یادگیری دارند .

توانایی کودک خود را با حس کردن جهان اطرافش در خواندن افزایش دهید .۲۰دقیقه از زمان

هر فرد در خانه را با مطالعه پر کنید روی دیوار خانه ، روزنامه ، پوستر و… وقت بگزارید و به

مطالعه ان بپردازید تا کودک نیز بداند خواندن جزئی از زندگی اوست.

این فعالیت یکی از نکات کلیدی در نگهداری از کودک است که کیفیت اجرایی آن باعث رشد

بهتر ذهن کودک خواهد شد.

کلید توسعه و پیشرفت در خواندن این است که آن را به یک سرگرمی تبدیل کنید و نگذارید

برایتان خسته کننده شود. اگر کودکان حس کنند مطالعه خسته کننده است نه تنها در آن

پیشرفت نمی‌کنند بلکه به میزان یادگیری آنها نیز لطمه میزند. اجازه دهید کودک کتاب‌های

خود را بخواند و سعی کنید خواندن را برای او سرگرم کننده کنید.

تا انجا که ممکن است اجازه دهید کودک کنترل کارهای خود را داشته باشد

هنگامی که زمان تحصیل کردن می‌رسد تمام کودکان کنترل کردن را تجربه می‌کنند.

هنگامی که یک کودک احساس کند که دیگران او را کنترل می‌کنند از میزان یادگیری او

کاسته می‌شود. (حتی این موضوع در مقوله‌ی نگهداری از کودک به شدت نهی شده است)

درست است که باید کودکان را در مسیر درستی هدایت کنیم ولی خوب است که اجازه دهیم

در برخی از موارد کودکان خود کنترل خود را داشته باشند. بهترین کار این است که هنگامی که

یک کودک سعی می‌کند کاری را انجام دهد مثلا نوشتن چیزی ، به جای اینکه او را کنترل کنیم

شرایط را برای ‌او فراهم کنیم تا کاری را‌ که شروع کرده است انجام دهد. همچنین توصیه می‌شود

اجازه دهید کودکان خود فعالیت های اضافه خود را انتخاب کنند . اگر اجازه دهیم خود کودک آنها را انتخاب کند ،

انگیزه او در انجام امور بسیار بیشتر خواهد بود .

تشویق برای ارتباطات باز و صادقانه

به کودک اجازه دهید تا نظر خود را درباره‌ی فرایند یادگیری و آموزشش بیان کند.

برای او فضایی را فراهم کنید تا براحتی بتواند علایق یا مخالفت‌های خود را درباره ی شیوه ی

آموزشش بیان کند. هنگامی که او نظرش را بیان می‌کند، حرف او را تایید کنید حتی اگر مخالف

نظر او هستید. هنگامی که کودکان حس کنند نظرات آنها برایتان قابل احترام نیست از فرایند یادگیری

خارج می‌شوند.  کودکانی یادگیرندگان خوبی هستند که بدانند می توانند آزادانه نظر دهند

بدون آنکه نظرشان سرکوب شود.

بر علایق فرزند خود تمرکز کنید

وقتی کودکان موضوعات مورد علاقه خود را دنبال می‌کنند یادگیری برایشان سرگرم کننده می‌شود .

اگر می‌خواهید فرزندانتان به یادگیرنده خوب تبدیل شوند به آنها اجازه دهید موضوعی که به

ان علاقه دارند را دنبال کنند و شما فقط شرایط را برای او فراهم کنید .

مثلا اگر کودک شما به دایناسورها علاقه دارد برای او یک کتاب با این موضوع خریداری کنید .

سپس به او بگویید نام ۵ دایناسور را که دوست دارد بگوید .

سپس علت علاقه او به این ۵ دایناسور را بپرسید و…

سبک‌های مختلف یادگیری را برای او معرفی کنید و او را تشویق به انجام آنها کنید

هر کودک سبک یادگیری مربوط به خود را دارد .برخی از کودکان در یک سبک قوی تر هستند و

برخی نیز از ترکیب چند سبک استفاده می‌کنند و لزوما از یک سبک خاص استفاده نخواهند کرد.

یک سبک یادگیری لزوما درست یا غلط نیست و بسته به هر کودک سبک یادگیری متفاوت است.

به کودک خود کمک کنید تا سبک یادگیری خود را پیدا کند تا میزان یادگیری او را بهبود بخشید.

هفت سبک یادگیری اساسی وجود دارد:

  • ویژوال
  • شنوایی
  • کلامی
  • فیزیکی
  • منطقی(ریاضی)
  • اجتماعی
  • انفرادی

برای مثال کودکانی که یادگیرندگان تصویری هستند بهتر است با دیدن اینکه هر

چیز چگونه کار می‌کند آنرا یاد بگیرند برعکس کودکانی که یادگیرندگان شنوایی هستند

با گوش دادن به چیزهایی که گفته می‌شود بهتر آموزش می‌بینند. بنابراین باید به

کودکان کمک کنیم که سبک خود برای یاد گرفتن را پیدا کنند .

پرستار خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که حتی اگر موارد اقتصادی هم وجود نداشته باشد، باز هم وجود یک

پرستار کودک خوب می‌تواند در فرآیند تربیتی و حتی نگهداری بهتر کودک به ما کمک کند.
اما انتخاب همین موضوع حساسیت موضوع را زیاد می‌کند که فرد مورد نظر را از چه فیلدهای نظارتی
عبور دهیم که در تربیت و ایجاد شخصیت کودک یا فرزندمان تأثیر منفی نگذارد.
مواردی که برای انتخاب پرستار بچه به آن توجه داشته باشیم بصورت مختصر در پایین همین مطلب ذکر کردیم

صبر و شکیبایی

کودکان در دوره‌ای قرار دارند که ممکن است سوالات زیادی در ذهن خود داشته باشند. علاوه بر این انرژی

این دسته از افراد نسبت به افراد بالغ بیشتر بوده و ممکن است باعث آزای و یا حوصله سر بری افراد شود.
اما یک پرستار کودک خوب می‌داند که باید در مقابله با این اتفاقات صبوری کند و تا حد امکان پاسخگوی ذهن پر پیچ و خم کودک باشد

تجربه و تخصص

با توجه به حساسیتی که در مورد تربیت کودک در دوران حساس شکل پذیری شخصیت او صحبت می‌کنیم،

طبیعی است که باید فردی را در نظر بگیریم تا بتواند حتی الامکان از پس اتفاقات روزمره‌ی کودکان برآید.
فردی که پاسخگوی نیازهای کودک باشد و توانایی و تجربه لازمه جهت مراقبت از کودک را به عهده بگیرد.

هوش فردی و اجتماعی بالا

برقراری ارتباط افراد با یکدیگر نیازمند هوش اجتماعی است که منجر به آشنایی و در نتیجه تعامل میان دو فرد

خواهد شد. با توجه به سن پایین کودکان، پرستار کودک باید بداند که با کودکی در رده‌های سنی متفاوت
رفتار کند و در مقابله با اتفاقات ناگهانی چه رویه‌ای را در پیش بگیرد.

نظم و انضباط

تعامل فرد با والدین از جمله مواردیست که یک پرستار کودک باید به آن توجه داشته باشد. قطعا حضور به

موقع در محل، رعایت بهداشت و مواردی از این قبیل می‌تواند تعامل با پرستار را تا حد قابل توجهی بهبود بخشد

دلسوزی و محبت

کودکان در سنین پایین حس‌ها را به خوبی دریافت می‌کنن. به همین خاطر اگر پرستار دلسوز و مهربان

و با محبت نباشد با او ارتباط خوبی برقرار نخواهند کرد.